قاعده مدیریتی؛ در جا نزنید
ارسال شده توسط azarbaijan در زمان شنبه, 1388/12/01 - 16:21
خبرگزاری موج - مدیران واقعاً مطلوب، رهبر نیز هستند، چرا که کارکنان را الهام میبخشند، تحریک و تشویقشان میکنند و مورد تعریف و تمجید قرار میدهند.
وظیفه یک مدیر، ایجاد ثبات و مواجهه با واقعیات است. وظیفه یک رهبر، تحریک عواطف و تعیین اهداف فوقالعاده عظیم و مخاطرهآمیز به منظور متحول ساختن وضعیت جاری است. مدیریت بیش از حد، سبب درجا زدن میشود و رهبری بیش از حد، شما را به مقصد نمیرساند. باید برای نائل آمدن به تعادلی بین این دو تلاش شود. تلاشتان را به نحو مطلوب بکنید و نتایجی که حاصل خواهد شد بسیار فراتر از نهایت انتظارتان خواهد بود.
آیا شما یک رهبرید یا یک مدیر؟ البته، این واقعاً یک سؤال منصفانهای نیست. با توجه به این که، ما تا اینجا، بخش عظیمی از این کتاب را برای اطمینان از این که شما مدیری کارآمد، با راندمان و منظم و به طور حیرتانگیزی مطلوب هستید، صرف کردیم. واقعیت این است که مدیران واقعاً مطلوب، رهبر نیز هستند، چرا که کارکنان را الهام میبخشند، تحریک و تشویقشان میکنند و مورد تعریف و تمجید قرار میدهند.
همانگونه که شمع، پروانهها را به سوی خود جلب میکند، آنها نیز کارکنان را به دور خود جذب میکنند. آنها جذاب، پویا و باکلاس هستند. آنها به معنای واقعی رهبر هستند. آنها، مدیران شایستهای نیز هستند. بدیهی است چنانچه در مدیریت زیادهروی کنید، درجا خواهید زد. شما باید از تغییر و تحول استقبال نموده و لذت ببرید، به دنبال چالشهای جدید باشید، آماده مواجهه با هر شرایطی باشید، روشهای جدیدی را برای انجام کارها پیدا کنید، تیمتان را به روشهای جدید و مهیج تحریک کنید، تکنولوژی و ایدههای جدید را به کار بگیرید، روندها را شروع کنید، موانع را پشت سر بگذارید. شما نباید بیتحرک و غیرفعال باشید زیرا در آن صورت، مانند یک ستونی که به مرور زمان سبزه و خزه روی آن را کاملاً میپوشاند خواهید شد و دیگر، کارکنان با انکار وجود و حضورتان به شما عنایتی نخواهند داشت.
قابل قبول است که برخی از اوقات، دیدن فراتر از حجم کاری امروز و مثلاً توجه داشتن به جلسات فردا و یا گزارش کاری هفته آینده رؤسا دشوار است، اما به هر حال شما باید به طور مستمر فعال باشید و در غیر این صورت، درجا زده و راکد و بیتحرک خواهید شد. هر روز یا هر هفته مقدار کمی وقت (مثلاً نیم ساعت) اختصاص دهید به فکر کردن درباره راههای جدیدی برای حرکتهای انقلابی. چرا؟ زیرا، اگر این کار را نکنید، شما گرفتار کار روتین روزمرگی و یکنواختی میشوید. درست است که شما یک مدیر هستید و شغلتان مدیریت است لیکن شما یک نوآور، یک محرک، یک الهامبخش، یک رهبر و یک تعیین کننده جهت و روند هستید.
اگر چنانچه آن سبزهها و خزهها روی وجودتان را پوشانده و کارکنان، شما را فقط به عنوان بخشی از در و دیوار تلقی کنند، باید به طور جدی تلاش کنید تا چنین ظاهر نامطلوبی را از خود بزدائید. کارکنانتان را با تغییر و تحولات ناگهانی و شدید نترسانید. بهتر است کار تغییر و تحول را به صورت تدریجی انجام دهید.
وظیفه یک مدیر، ایجاد ثبات و مواجهه با واقعیات است. وظیفه یک رهبر، تحریک عواطف و تعیین اهداف فوقالعاده عظیم و مخاطرهآمیز به منظور متحول ساختن وضعیت جاری است. مدیریت بیش از حد، سبب درجا زدن میشود و رهبری بیش از حد، شما را به مقصد نمیرساند. باید برای نائل آمدن به تعادلی بین این دو تلاش شود. تلاشتان را به نحو مطلوب بکنید و نتایجی که حاصل خواهد شد بسیار فراتر از نهایت انتظارتان خواهد بود.
آیا شما یک رهبرید یا یک مدیر؟ البته، این واقعاً یک سؤال منصفانهای نیست. با توجه به این که، ما تا اینجا، بخش عظیمی از این کتاب را برای اطمینان از این که شما مدیری کارآمد، با راندمان و منظم و به طور حیرتانگیزی مطلوب هستید، صرف کردیم. واقعیت این است که مدیران واقعاً مطلوب، رهبر نیز هستند، چرا که کارکنان را الهام میبخشند، تحریک و تشویقشان میکنند و مورد تعریف و تمجید قرار میدهند.
همانگونه که شمع، پروانهها را به سوی خود جلب میکند، آنها نیز کارکنان را به دور خود جذب میکنند. آنها جذاب، پویا و باکلاس هستند. آنها به معنای واقعی رهبر هستند. آنها، مدیران شایستهای نیز هستند. بدیهی است چنانچه در مدیریت زیادهروی کنید، درجا خواهید زد. شما باید از تغییر و تحول استقبال نموده و لذت ببرید، به دنبال چالشهای جدید باشید، آماده مواجهه با هر شرایطی باشید، روشهای جدیدی را برای انجام کارها پیدا کنید، تیمتان را به روشهای جدید و مهیج تحریک کنید، تکنولوژی و ایدههای جدید را به کار بگیرید، روندها را شروع کنید، موانع را پشت سر بگذارید. شما نباید بیتحرک و غیرفعال باشید زیرا در آن صورت، مانند یک ستونی که به مرور زمان سبزه و خزه روی آن را کاملاً میپوشاند خواهید شد و دیگر، کارکنان با انکار وجود و حضورتان به شما عنایتی نخواهند داشت.
قابل قبول است که برخی از اوقات، دیدن فراتر از حجم کاری امروز و مثلاً توجه داشتن به جلسات فردا و یا گزارش کاری هفته آینده رؤسا دشوار است، اما به هر حال شما باید به طور مستمر فعال باشید و در غیر این صورت، درجا زده و راکد و بیتحرک خواهید شد. هر روز یا هر هفته مقدار کمی وقت (مثلاً نیم ساعت) اختصاص دهید به فکر کردن درباره راههای جدیدی برای حرکتهای انقلابی. چرا؟ زیرا، اگر این کار را نکنید، شما گرفتار کار روتین روزمرگی و یکنواختی میشوید. درست است که شما یک مدیر هستید و شغلتان مدیریت است لیکن شما یک نوآور، یک محرک، یک الهامبخش، یک رهبر و یک تعیین کننده جهت و روند هستید.
اگر چنانچه آن سبزهها و خزهها روی وجودتان را پوشانده و کارکنان، شما را فقط به عنوان بخشی از در و دیوار تلقی کنند، باید به طور جدی تلاش کنید تا چنین ظاهر نامطلوبی را از خود بزدائید. کارکنانتان را با تغییر و تحولات ناگهانی و شدید نترسانید. بهتر است کار تغییر و تحول را به صورت تدریجی انجام دهید.
تصویر مقاله:




